نوروز 93 شمال....چلک
رادینک و شادلین جون رادینی در حل تعمیر ماشین پلیسش رادینی در حال باد زدن اتیش رادین ..... ...
نویسنده :
مامان فریناز
12:01
بدون عنوان
سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد. برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره... من...تو...ما... کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟.. نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟ ... زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و چون همیشه امیدوار وسال نومبارک... ...
نویسنده :
مامان فریناز
16:57
چهارشنبه سوری 92
امروز رفتیم با خاله اینا باغ تا اتیش بازی و ترگه (به قول خود رادین) بازی کنیم . کلی خوش بگذرونیم جای همگی کلی خالی بود..... من ودوستام و پسرخاله جونم من و پسر خاله جونم من و اتیش (اتیشش هنوز کوچولو بود تو عکس نیفتاد) کلی ترگه خریده بودم و باهاشون بازی کرده من و بابا مهدی مهربونم ...
نویسنده :
مامان فریناز
16:45
من و لباس جدید زانبیم.....
پسرک ما در حال بازی
صندلی مورد علاقه رادین
رادین و شمشیرش
رادینی ما اینجا تازه از خواب بیدار شده..... ...
نویسنده :
مامان فریناز
10:33











