دست به سینه....
اب بازی...
اخ جون چه حالی میده برم همه رو خیس کنم با این شیشه شیر..... اول پدر و عمو محمد رو خیس کنم.... ااا چه حیف ابش تموم شد... ای وای الانه عمو محمد خیسم کنه.... ...
نویسنده :
مامان فریناز
12:24
نانای
دیشب مهمونی بودیم و شمام کلی برای همه نانای کردی... جوجو کوچولو شما هی همه رو بلند میکردی و میگفتی بیا بیا....همه رو دور خودت جمع کردی که برقصن باهات.... میرفتی دست پدر میگرفتی که بلند کنی و میگفتی پیدر.....تا باهم نانای کنید... ...
نویسنده :
مامان فریناز
12:14
بدون عنوان
رادینی خجالتی....
مهندس کوچولو خندان.....
خنده های رادینی......
پدر....
رادینی جونم یاد گرفتی به بابابزرگ جون بگی پدر.... اینم یه عکس از پدر و رادین شیطونه... ...
نویسنده :
مامان فریناز
22:05











