رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

رادین عشق زندگی

کلمات جدید

خدارو شکر که بهتر شدی و تبت قطع شده دیروز کلمات تا تا عبا (تاب تاب عباسی) و عمه رو یاد گرفتی و میگی  عاشق اهنگی تا یه گوشی میدیم دستت ساکت به اهنگ گوش میدی و به همه میگی دس دسی کنن و خودتم نانای میکنی تازه به دس دسی هم میگی د د
9 شهريور 1391

رادینی مریضه

رادین من کوچولو من از دیروز مریضی تب داری هی مامانی پاشویت میکنه ولی بازم تب داری همش بیحالی ان شالله زود تر خوب شی و دیگه این جوری مریض نشی خپل من ،اینم چند تا عکس از دیشب نصف شب که حالم بد بود و همه داشتن سعی می کردن منو ساکت کنن       ...
8 شهريور 1391

تولد 1 سالگی

دیروز 3 شهریور یه تولد خیلی خوب مامانی و بابایی برام گرفتن با دی جی و یه عالم مهمون...البته من اولش از صدای ارکس کلی ترسیدم و جیغ میزدم ولی در حین حال نانای هم میکردم.....(رادینی جونم عزیز دختر خاله ببخشید عکسای خودت کمه اخه انقدر مهمونی شلوغ بود که نشد عکسای خوبی ازت بگیرم) (جای همه دوستای گلم خالی) این کارتی که به مهمونا دادیم یه چند لحظه توی تولدم یه لباس ببعی پوشیدم اینم عکسش اینم یه سری عکس از تزیینات و جشن تولدم... دیدین گفتم کلی نانای کردم بقیه عکسا تو ادامه مطلب..... اینم جایی که عمو دی جی وایساده بود.. اینم کیک خوشگلم... من و بابایی جونم من و عمو جونم...
4 شهريور 1391

مسابقه

سلام رادینی ما تو یه مسابقه شرکت کرده اگه بهش رای بدین ممنون میشم اینم عکسش شمارشم شماره 25 ممنون از همگی اینم لینک مسابقه www.koodakeman91.niniweblog.com\post203.php ...
31 مرداد 1391

تدارک تولد

سلام به گل پسرم 6 روز از تولدت گذشت اما ما هنوز واست جشن نگرفتیم همه داریم به سختی تلاش می کنیم تا واسه 3 شهریور آماده بشیم چون قراره اون روز واست یه جشن مفصل بگیریم واسه همین سرمون خیلی شلوغه نه من وقت دارم برات بنویسم نه تینا آخه اونم داره کمک می کنه و بیشتر زحمت هارو اون می کشه. هروقت دستم خالی بشه می یام برات می نویسم فقط بدون عاشقتم تنها دلیل زندگیم ...
23 مرداد 1391